مراقبه روزانه : یکشنبه - 7 آذر

 

زندگی جاریست و هر لحظه تازه

زیرا هیچ گاه نمی ایستد

همواره چیزی نو در زندگی وجود دارد

همچون زندگی باش

یک جا نمان

جاری باش حتی اگر می ترسی

به ترس های ذهنی ات نشان بده

که تو چیزی فراتر از دایره محدود آن ها هستی

از موقعیت های جدید ، مراحل بعدی و ناشناخته ها فرار نکن

با ماندن ، در خود فرو رفتن ، فکر مشغولی و افسردگی هیچ اتفاقی نمی افتد

اتفاقا و دقیقا در همین شرایط سخت که با ترس ها و نگرانی ها همراه است

تو به خلاق بودن نیاز داری

به این که دست به کار شوی

انرژی هایت را بیرون آوری

ببینی دقیقا چه می خواهی

برایش برنامه ریزی کنی

و به شیوه ای نو ، نه مانند راه های قبلی ، بلکه کاملا متفاوت

دست به اقدام بزنی

تمام آدم های موفق یا تاثیر گذار در این دنیا

بدون ترس و مشکل نبودند

بلکه علیرغم همه مسائل و نگرانی ها

به شیوه ای متفاوت

آنچه را به آن عشق می ورزیدند ، زندگی کردند

پوریا پاک رو - آذر 1389

/ 7 نظر / 41 بازدید
میترا صدیق

[دست][فرشته][بغل]خدایا انسانهای والا و پاک (نامی که برازنده این شخصیت است پاک رو)وتاثیر گذار را حفظ کن. سلام استاد محترم ممنونم از مراقبه قشنگتون که به نوعی جواب مسئله ام را گرفتم ودر تصمیمی که گرفتم مصمم تر شدم دقیقا دراین مسیر افتادم ومی خوام چیزهای رو که از زمانی که خودم رو شناختم ارزو میکردم برام پیش بیاد تجربه کنم. نمیدونم چرا فکر می کنم وقتم کمه ومیخوام از این فرصت کم حد اکثر استفاده رو بکنم. با یک دنیا عشق ومحبت برای شما[قلب]

محمد میرقاسمی

دقیقا همینه فقط کافیه اعتماد کرد و دست به کار شد همین که قدم های اولیه رو بر میداریم مثل آهنربایی آن چیز یا کسی را که می خواهیم به سمت ما جذب می شود فقط باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد . . . دلم برای همه بچه ها تنگ شده به امید دیدار مجدد همتون ،دوستون دارم.[ماچ][قلب][لبخند]

سولیدا گودرزی

سلام استاد عزیز دلم برای شما تنگ شده,همچنین برای دوستان و کلاس پیام را گرفتم فوق العاده بود امیدوارم بتوانم دوباره در کنار شما باشم. مرسی از شما

میترا صدیق

جناب آقای پاکرو ممنون از لطف شما فکر می کنم با آگاهی کامل در این مسیر قدم گذاشتم ولی با احتیاط جلو میرم که صدمه نزنم وصدمه نخورم .نگران نباشید . حضوری بهتر می تونم توضیح بدم وحسم رو انتقال بدم . حستون رو به زندگی وبه اطرافیانتون بخصوص به شاگردان ومریدانتون خیلی دوست دارم. به امید دیدار

کامیار

خسته ام از کشتن حس درون --------- از توانایی های خفته در جنون آن همه کشتم ولیکن عاقبت ---------- آخرین احساس من ، نامردنی_ست

سپیده شایان

.... اما انگار اون آدما همشون خیلی رنج کشیدن..... هنوز نمی تونم بفهمم چرا... سپاس از شما آقای پاک رو [گل]

داريوش

با سلام و درود به تمامي دوستان به نظر بنده بايد از كساني كه موقق هستند بپرسيم آيا خودت را موقق مي‌داني؟ آيا چيزي را كه بدست آوردي ارزش سختيها و رنجهايش را داشت و الان احساس رضايت مي‌كني؟ آيا در مسير رسيدن به موفقيت زندگي كردي؟ اگر پاسخ او به سوالات منفي بود موفقيت او اگر چه از نظر ديگران موفقيت باشد ولي براي او معني قرباني شدن و از دست دادن زندگي را دارد. انسان واقعا" موفق رنجي كه او را اذيت كند نمي‌بيند. مشكل و ترس دارد ولي بر مشكلات و ترسهايش غلبه مي‌كند و با هر غلبه بر ترس و مشكلات روحش بزرگتر مي‌شود. در غير اينصورت موفقيت معنايي ندارد